محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
278
مناقب مرتضوى ( فارسي )
ديدهام . و گفت : سؤال هفتم آن است كه مدت عمر وصى خاتم انبيا چند سال باشد و او را بكشند يا به موت خود بميرد ؟ فرمود : وصى پيغمبر منم و شصت و سه سال عمر من خواهد بود و به زخم تيغ شهيد شوم . كشندهء من بدتر از عاقر ناقهء صالح باشد . يهودى زار زار بگريست و گفت : « اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه و اشهد انّك وصى رسول اللّه » پس ورقى به خط عبرانى از آستين برآورده به دست امير داد . آن حضرت در وى نگريسته بگريست . يهودى گفت : يا وصى خير المرسلين ، موجب گريه چيست ؟ فرمود : به واسطهء آنكه حقّ سبحانه مرا ياد كرده ؛ زيرا كه در اين ورق نام من مرقوم است . گفت : آن را به من نماى . آن حضرت انگشت مبارك بر آن نهاد ، فرمود : من در تورات به اسم « هابيل » و در انجيل به « حيدر » نيز موسومم و همچنان مىگريست و مىفرمود : الحمد للّه كه نام من در كتب و 7023224 خ 0 49 خ صحف ابرار ثبت كرده و مرا از فراموشان نگردانيده . » منقبت : هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « در زمان قدوهء اصحاب ، عمر بن الخطّاب چند نفرى از علماى يهود آمده گفتند : اى امير المؤمنين ، مىخواهيم از تو چند سؤال بكنيم اگر جواب يابيم ، به دين محمّدى ايمان آوريم . عمر گفت : بپرسيد هرچه مىخواهيد . گفتند : ما را خبر ده از قفلها و كليدهاى آسمان و از رسولى كه از انس و جن نبود ، قوم خود را انذار كرد و از پنج تنى كه خلقت ايشان بىواسطهء رحم شده و خبر ده از يكى و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده و يازده و دوازده . عمر بن الخطاب ساعتى فكر كرد ، گفت : معذور داريد كه مرا معلوم نيست اما شما را پيش مردى برم كه او به حكم خدا و رسول خدا اعلم و افضل اين امّت است . پس با يهوديان پيش امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - آمده ، صورت حال بيان نمود . امير در معرض جواب آمده فرمود : قفلهاى آسمان شرك است و كليدها حروف لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه و رسولى كه نه از جن و انس بود و انذار قوم خود كرده ، مورى است كه چون لشكر سليمان بر قوم او گذشت ، او گفت : به خانههاى خود درآييد كه لشكر شما را پايمال نكند ؛ كما قال اللّه تعالى : « يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ . » 8023224 خ 0 50 خ و آن پنج تن كه خلق ايشان نه از رحم است ، آدم و حوّا و عصاى موسى كه ثعبان مىشد و ناقهء صالح و كبش ابراهيم - عليه السّلام - بود و يكى ، خداست - جلّ جلاله - كه شريك ندارد و دو ، آدم و حوّاست و سه ، مواليد سهگانه و چهار ، كتب سماوى است : تورات موسى و انجيل عيسى و زبور داود و